عبد المحمد آيتى

224

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

اموال را با محصولات سه سالهء آنها گرفته ضميمهء اموال اينجو نمايند . اما دولتخانه كيش را از آغاز سال 698 هلالى تا پايان سال 701 [ 405 ] مدت چهار سال به مبلغ هفتاد تومان ( - هفتصد هزار دينار ) زر به ملك اسلام جمال الدين داده بودند و آن حساب هنوز روشن نشده بود ، چون در اين هنگام مطالبه شد ملك اسلام تقرير كرد كه در اين مدت كه به سبيل امانت كار بحر و بر را مباشر بوده است حاصل آن از سالى چهل تومان ( - چهار صد هزار دينار ) زر بيش نبوده است . نور الدين بن صياد كه با ملك اسلام سابقهء دشمنى داشت و در امور دريا دعوى بصيرت مىكرد گفت كه حاصل كيش و غوص هر سال صد و سى تومان ( - هزار هزار و سيصد هزار دينار ) زر است . چون سه رأى مباين اظهار شده بود از هيچ طرف قابل مصالحه نبود مصلحت وقت را چنان ديدند كه در سال 702 نواب ملك اسلام در امور آنجا مداخله نكنند به شرط آنكه جهازات او و برادران و فرزندان و پيوستگان را بر معهود عادات در فرضهء كيش عشور كنند و اگر اطلاع حاصل شود كه به ديگر جزاير رفته باشند و از دخول كيش مانع شده عهدهء آن بر ملك اسلام جمال الدين باشد . بر اين شرط حجت دارد . آنگاه فرمانى به التون تمغا صادر شد كه نور الدين صياد با نايبى از جانب صاحبديوان به حكومت بحر و سواحل روند و مقرر شد كه هر مقدار مال امسال بدست آمد ملك اسلام به همان ميزان حساب سالهاى گذشته را بپردازد . و من - مؤلف اين كتاب - در منزل عانه روز يك‌شنبهء سيزدهم رجب سال 702 مورد نواخت ايلخان قرار گرفتم و كتاب را به همت مخدومان بزرگ رشيد الدين و سعد الدين عرضه نمودم و آنان از من تمجيدها كردند و گفتند تاكنون در عرب و عجم كتابى در تاريخ بدين شيوائى پرداخته نشده . پادشاه كتاب مطالعه كرد و دربارهء آن پرسشها نمود . [ 406 ] و اجازهء نشستن داد و مرا جامه‌اى زربفت عطا فرمود و فرمانى زرين نشان كه مغول آن را آلتون تمغا خوانند صادر كرد تا وظيفهء من بدون انقطاع مجرى گردد . چون اجازهء ديدار از خان‌ومان به هيچ روى صدور نمىيافت و مىگفتند تا بازگشت ايلخان بايد در موصل و سنجار بمانم و به نوشتن تاريخى در آغاز و انجام مغول پردازم ، عرضه داشتم : اين كار را نياز به وقت بيشترى است [ 407 ] چه بايد از اين و آن تحقيق كرد ديگر آنكه براى تأليف و تصنيف بايد خاطرى آسوده داشت و اين آسودگىخاطر در فراق خداوندان و برادران و دوستان چگونه دست دهد . پس به خواهش برخى بزرگان يك سال اجازه يافتم كه چون كارهاى خود سامان دادم باز آهنگ اردو كنم .